تبليغاتX
اثر نو -

اثر نو

هنر ــ دنیای پیش رو

 

                                                                  

 

حرفه

نویسنده و کارگردان : شکراله ذبیحی

مدیر تصویربرداری و تدوین : علی مهاجر شجاعی    

عکس : میلاد سنائی                                                                       

با سپاس از یاری صمیمانه سینا سنائی

 

 

 

بالاخره بعد از مدت زیادی دوندگی و جان کندن اولین فیلم مستقل من در حالی به پایان رسید که هنوز مقداری از رتوش های تصویری اش مانده و تقریبا آماده است تا مراحل زیر نویس شدنش را پشت سربگذارد تا فیلم راهی  جشنواره های بین المللی شود .

واقعا جا دارد از نظر یاری رسان استاد فرهاد صبا که فیلم را در ونکوور با علی مهاجر دید و نکات زیبا و کارآیندی را یادآوری نمود تشکر کنم و سپاسی ویژه از علی مهاجر که اگر او راش ها رابرای تدوین به کانادا نمی برد و در آن شرایط سخت که من می دانم و او که چه مرارت هایی  کشیده ، این فیلم به سرانجام نمی رسید .

 

 

از اینها که خود سینماست بگذریم یک سینمای کوچکی در حوزه هنری ساری هست که چون هر پنج شنبه فیلمی پخش میکند اسمش را به عصری با فیلم تغییر دادند . حالا از فیلمها و نوع سانسور عجیب و حالت غیر تخصصی اش که بگذریم ، جایی برای علاقه مندانی به سینماست که هم یادی از فیلمهای مورد علاقه شان می کنند و هم پولی برای تهیه بلیط پرداخت نمی کنند و هر کدامشان هم برای خود برو بیایی هم دارند و افاضات و غیره که بماند . یک اتفاق جالبی هنگام پخش فیلم آماتور کیشلوفسکی افتاد که خیلی دیدنی بود . دست دوستان درد نکند که فیلم قیمه قیمه شده را نمایش دادند البته با کیفیتی بسیار نازل که قبر کارگردان تا دقیقه آخر نمایش فیلم رو ویبره بود . اما نکته جالب که از دست سانسورچی در رفته بود نمایی از مردی که روی صندلی نشسته  و پشتش قاب عکس زنی برهنه قرار دارد ... ما چند نفری که متوجه شدیم خیلی حال کردیم . بهر حال تب سینما بالاست.

بنظر می رسد که از این هم بهتر است بگذریم .

 

 

 

بیلی وایلدر که سینمایش را دوست دارم و ستایش می کنم خاطره ای جالب دارد . وایلدر می گوید روزی در استودیو با داریل زانوک ( تهیه کننده برباد رفته) و چندتاعوامل فیلم نشسته بودیم و کارهای جالب میمون دست آموزی را میدیدیم که صاحبش بخوبی او را تعلیم داده بود و همین کارها باعث شادی ما شده بود .  پس از دقایقی زانوک بمن گفت : نظرت چیه اونو تو یه فیلمی نمایش بدیم که کارهای جالبی انجام بده؟ منم با حرکت سر نظرش را تایید کردم و یادآور شدم که هالیوود از این حیوانات دست آموز سود زیادی از فیلمهایش برده .

سپس زانوک رو به صاحب میمون کرده و گفت : اگه موافقی بزار یه قرار دادی ببندیم ببینیم این حیوون تو یه فیلمی بازی کنه .

مرد سکوت کرد و سپس گوشش را سمت دهان میمون برد و در حالی که ما تعجب کرده بودیم سرش را به نشانه فهم سخنان میمون تکان داد و رو به زانوک کرد و گفت :

قربان این میمون علاقه یی به بازیگری نداره چون بازیگری منزلتی نداره . اون می خواد کارگردان بشه . ما به همین خاطر اینجا آمده ایم .

در آن لحظه واقعا خشونت را میشد در نگاه زانوک دید .... البته لحظه ای طول نکشد چون مرتیکه و آن حیوان حرامزاده را با تیپا از استودیو بیرون انداختند

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شکراله ذبیحی  |