فکر جنگ را با فکر قویتر صلح مقومت کنید و فکر نفرت را با فکر قویتر عشق مقابله نمائید حضرت عبدالب
قسمت اول
" دوستان عزیز مسلمان بدانند "
نگارنده: عنایت به تاریخ: ۱۵ / ۶ / ۸۶
دوستان عزیز مسلمان بدانند و البته می دانند که کُتُبِ مقدّسۀ قبل، و تاریخ ادیانِ گذشته، شواهدِ غیر قابلِ انکاری هستند به اینکه، هیچ یک از مظاهرِ مقدّسه و انبیای الهی، در دورۀ حیاتِ مبارکشان ، دمی از ظلمِ ظالمین و تهمتِ مخالفین در اَمان نبودند. گهی به شاعر دیوانه ملقّب می شدند ( ۱ ) و گاهی به کاهن و فالگوی متّهم می گشتند. ( ۲ ) زمانی به جادوگری و ساحری معروف بودند ( ۳ ) و وقتی به لفظ مفتری ، معذّب و موصوف.( ٤ ) پیامبر عالیقدر اسلام را که مخزنِ وحی الهی و صاحبِ علمِ لَدنّی بود، متعلّم از افرادِ بشر، متّهم می کردند( ۵ ) و آن کسانی را که به ایمان و عرفانِ آن حضرت مفتخر و فائز می شدند، سفیه و جاهل می خواندند.( ۶ ) آیاتِ نو ظهور به عقیدۀ منکِرین ِ* کور، افسانه های پیشینیان بود ( ۷ ) و قرآنِ سراسر رحمت و نور به نظرِ پستشان، سخنانِ پراکندۀ پریشان می نمود ( ۸ ) و آنگاه که خداوند به جهتِ اثباتِ اِعجازِ آیاتِ خویش، خطاب به مخالفین فرمودند که اگر تمامِ آدمیان و جنّیان جمع شوند، قادر نخواهند بود که آیاتی همانند قرآنِ کریم بیاورند. ( ۹ ) متعرّضین و مخالفین ، در کمال غرور و نادانی اظهار می داشتند که اگر می خواستند ، می توانستند همانند آیات قرآن بیاورند.( ۱۰ و حال آنکه انبیاء الهی در مقابل آن همه آزار و ایذاء و تهمت و اِفتراء وظیفه ای جز صبر و تحمّل و مأموریّتی جز استقامت و پایداری نداشتند. ( ۱۱
نزولِ چنین آیات ِ مُحکمات ، دلیل بر این است که، آن هیاکلِ قدسیّه در هر عصر و ظهوری از جهاتِ مختلف، محلِّ شماتت و سُخریه جُهَلاء و هدفِ سَهامِ ضَغینه و بَغضاء بودند. آنچنانکه توان گفت هیچ شامی به راحت در فراش نیارمیدند و هیچ صبحی بی زحمت، سر از بستر بر نداشتند. تیرهای حسادتِ جهلای معروف به علم، از طرفی بر پیکرشان نازل و شمشیرهای جهالتِ عوام، از سوی دیگر، بر آن هیاکلِ عزِّ روحانی وارد. اگر قسم یاد کنیم که سنگ بر مظلومیت شان به ناله درآمد صدق است و اگر سوگند خوریم که ذرّاتِ کائنات بر احوالشان نوحه گری نمود، صحیح و درست. ( ١٢ این است که خداوند در آیاتِ خویش، از بندگانِ غافل و ستمگر به حسرت یاد نموده و به این خطابِ انذارآمیز ، آنان را مخاطب ساخته و می فرمایند: یا حَسْرۀً عَلَی العِبادِ ما یأتیهِمْ مِنْ رَسولٍ اِلّا کانُوا بِهِ یَستَهزِئون. ( ١٣ " یعنی ای حسرت بر بندگان که نیامد ایشان را رسولی، مگر آنکه بودند به او استهزاء کننده" تا آنجا که رسول گرامی اسلام فریاد زدند: ما اوُذِیَ نَبیٌّ بِمثلِ ما اوُذِیتُ" یعنی هیچ پیامبری به اندازه من اذیّت و آزار نشد.
بدیهی است که علّتِ نزولِ چنین آیاتی در قرآنِ کریم، از جمله به خاطرِ آن بود که مسلمین و مؤمنین ، عبرت گیرند، تا در ظهور موعودی که منتظرِ قیام او هستند، بدون تحرّی صحیح و تفرّس دقیق به توهین و تکفیر آن مصلحِ جهان، مبادرت نکنند و به ایجادِ ظلم و ستم و فتوای قتل و غارت که هر از گاهی در طول تاریخ ۱۶٤ ساله این آئین به جامعۀ بهائیان ایران اِعمال میشد ، مباشرت ننمایند، ولی به شهادتِ تاریخ، اکثر مردم نه تنها منکرِ حقّانیّتِ ظهورِ موعودِ خویش شدند، بلکه به آنچنان استکبار و اتّهام و ظلم و ستم و قتل و غارتی قیام نمودند که شرحِ آن در هفتاد من کاغذ هم نگنجد؛ که البته چنین رفتاری در حقّ قائمِ موعود و اصحابش از قبل ، در روایاتِ معتبره اسلامی مذکور و مشهود است. چنانچه مجلسی در غیبتِ بحار در باب خصائصِ زمان ظهور از ایان بن ثعلب روایت فرموده است:" انّه قالَ سَمِعتُ اَبا عبدالله ) حضرت صادق علیه السّلام) یقول اِذا ظَهَرَتْ رایَۀُ الحَقِّ لَعَنَها اهلُ الشَّرقِ و الغَربِ " و نیز در کتاب کافی در حدیثِ لوحِ فاطمه دربارۀ قائمِ موعود می فرماید: " پس دوستان و اولیای آن حضرت در زمان او ذلیل می شوند؛ بدانگونه که سرهای ایشان برای سلاطین و بزرگان به هدیه فرستاده می شود مانند آنکه سرهای کفّارِ ترک و دیلم را به هدیه می فرستند، پس کشته می شوند و سوخته و محترق می گردند و در هر حال ترسان و لرزان و بیمناک می باشند. زمین از خون ایشان رنگ می گیرد." و نیز فُضَیل ابن یسار از حضرت ابی عبدالله ) حضرت صادق ع ( روایت نمود که از آن حضرت شنیدم که می فرمود چون قائم ما قیام فرماید، او را از جهّال خلق پیش آید مصائب و شدائدی سخت تر و دشوارتر از آنچه رسولِ خدا را از جهّالِ جاهلیت پیش آمد. گفتم چرا؟ فرمود بسبب اینکه زمانی که رسولِ خدا ظهور فرمود وقتی بود که مردم، سنگها و چوبهای تراشیده شده را می پرستیدند و چون قائم، ظهور فرماید وقتی باشد که هر یک قرآن را بر ضد او تأویل* کنند و به کتابُ الله بر ردِّ او احتجاج* نمایند. ( ۱٤ ) و از این قبیل موارد در صَدرِ دیانتِ بهائی - دوره قاجار - و نیز سالهای اوّلِ انقلابِ اسلامی، فراوان واقع شد که در تاریخِ یار و اغیار ثبت و ضبط گردیده است و امروز نیز جای بسی تعجّب و در عینِ حال تأسّف است که پس از گذشتِ ۱۶٤ سال از تأسیسِ آئینِ بهائی، هنوز مخالفین و منکرین، آگاه و متنبّه نشدند و از استقامت و جانفشانی این فئه مظلوم، درس نگرفته اند و در صددِ کشفِ حقایق و آگاهی از واقعیت ها هم نیستند! و این است شأنِ متعصّبین و منکرین، در هر عصر و زمانی. چنانچه خداوند در قرآن کریم می فرمایند: و هَمَّت کُلُّ اُمَّۀٍ برسولِهِم لِیَأخُذوهُ و جادَلوا بالباطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ الحقَّ ( ۱۵ و قصد کردند هر اُمّتی به رسولشان که بگیرند او را و مجادله کردند به باطل تا بپوشانند بوسیله آن حق را .
نعیم اصفهانی در این باره چنین می سراید: ( ۱۶
کیست آن مظهری که خوار نشد به هـزاران بلا دچـار نشد
ذکریا مـگر دو نیمه نگـشت یا کـه عـیسیٰ فراز دار نشد
یا کـه دندانِ مصطفی نشکست یا کـه آوارۀ دیـار نشد
اهـل دنیا نَجُـست راه هدیٰ دین طلب صاحب اعتبار نشد
با وجودی که هیچیک ز رُسُل از بـلیـات رستگـار نشد
دین حق هیچ پایمال نگـشت هـیچ کـذّاب پـایـدار نشد
سعیِ کـفّار با هـمه قـدرت مـانـع دین کـردگـار نشد
اِنَّکـُم غـافـِلـونَ عن ذِکـرهِ و هـو غـالبٌ عَـلیٰ امـرهِ
در قسمت بعد به بحث و جواب در پیرامون علل و عواملِ انکار و اعراضِ ناس و ذکر دلایلِ مخالفت شان در هر ظهوری اقدام خواهد شد....
ادامه دارد....
معانی لغات و اصطلاحات:مُنکِرین: اِنکار کنندگان
تأویل: از معنای ظاهری خارج کردن، معانی باطنی و رموز کلام را روشن ساختن.احتجاج: حجّت و دلیل آوردن، مجادله کردن، ایراد گیری و اِنکار کردن
١- سوره صافات، آیه ۳۵ . مؤمنون، آیات ۲٤ و ۲۷ . سبا، آیه ۸ . دخان، آیه ۱۲ . حجر، آیه ۵ . شعرا، آیه ۲۶
۲- سوره طور، آیه ۲۸ . حاقه، آیه ٤۲
۳- سوره ذاریات، آیات۳۸ و ۵۲ . صافات، آیه ۱۵ . سوره ص، آیه ۳
٤- سوره سبا ، آیات ۸ و ٤۳ . انبیاء، آیه ۵ . الحاقه، آیه ٤٤
۵- سوره نحل، آیه ۱۰۵
۶- سوره بقره ، آیه ۱۳
۷- سوره انفال، آیه ۳۲
۸- سوره انبیاء ، آیه ۵
۹- سوره اسریٰ، آیه ۸۷
۱۰- سوره انفال، آیه ۳۱
۱۱- سوره انعام، آیه ۳۳
۱۲- کلّاً به سوره هود مراجعه فرمائید. در صفحاتِ اوّل کتابِ ایقان که به ذکر بلایا و مصائب ِ وارده بر انبیا و اولیای الهی اختصاص یافته است، خطاب به مخاطبِ کتاب ( سیّد محمد خال ) می فرمایند:" قدری در آن سوره مبارکه تأمّل فرمائيد و به فطرت اصليّه تدبّر نمائيد، تا قدری بر بدائع امور انبياء و ردّ و تکذيبِ کلمات نفی اطّلاع يابيد ... اگر بر ابتلای انبياء و علّت و سبب اعتراضات عباد بر آن شموس هويّه آگاه شويد براکثری از امور اطّلاع يابيد." ( کتاب ایقان صفحات ٤ و ۵
۱۳- سوره یس، آیه ۲۹
۱٤ – مجلّد غیبت بحار باب سیر و اخلاق و خصائص زمان قائم
۱۵- سوره مؤمن، آیه ۵
۱۶- جنّات نعیم، صفحه ۲۵۹
