تبليغاتX
اثر نو

اثر نو

هنر ــ دنیای پیش رو

فکر جنگ را با فکر قویتر صلح مقومت کنید و فکر نفرت را با فکر قویتر عشق مقابله نمائید حضرت عبدالب

 

 

قسمت اول

" دوستان عزیز مسلمان بدانند " 

                                                                                              نگارنده: عنایت                                                                        به تاریخ: ۱۵ / ۶ / ۸۶

دوستان عزیز مسلمان بدانند و البته می دانند که کُتُبِ مقدّسۀ قبل، و تاریخ ادیانِ گذشته، شواهدِ غیر قابلِ انکاری هستند به اینکه، هیچ یک از مظاهرِ مقدّسه و انبیای الهی، در دورۀ حیاتِ مبارکشان ، دمی از ظلمِ ظالمین و تهمتِ مخالفین در اَمان نبودند. گهی به شاعر دیوانه ملقّب می شدند ( ۱ ) و گاهی به کاهن و فالگوی متّهم می گشتند. ( ۲ ) زمانی به جادوگری و ساحری معروف بودند ( ۳ ) و وقتی به لفظ مفتری ، معذّب و موصوف.( ٤ ) پیامبر عالیقدر اسلام را که مخزنِ وحی الهی و صاحبِ علمِ لَدنّی بود، متعلّم از افرادِ بشر، متّهم می کردند( ۵ ) و آن کسانی را که به ایمان و عرفانِ آن حضرت مفتخر و فائز می شدند، سفیه و جاهل می خواندند.( ۶ ) آیاتِ نو ظهور به عقیدۀ منکِرین ِ* کور، افسانه های پیشینیان بود ( ۷ ) و قرآنِ سراسر رحمت و نور به نظرِ پستشان، سخنانِ پراکندۀ پریشان می نمود ( ۸ ) و آنگاه که خداوند به جهتِ اثباتِ اِعجازِ آیاتِ خویش، خطاب به مخالفین فرمودند که اگر تمامِ آدمیان و جنّیان جمع شوند، قادر نخواهند بود که آیاتی همانند قرآنِ کریم بیاورند. ( ۹ ) متعرّضین و مخالفین ، در کمال غرور و نادانی اظهار می داشتند که اگر می خواستند ، می توانستند همانند آیات قرآن بیاورند.( ۱۰ و حال آنکه انبیاء الهی در مقابل آن همه آزار و ایذاء و تهمت و اِفتراء وظیفه ای جز صبر و تحمّل و مأموریّتی جز استقامت و پایداری نداشتند. ( ۱۱

 

نزولِ چنین آیات ِ مُحکمات ، دلیل بر این است که، آن هیاکلِ قدسیّه در هر عصر و ظهوری از جهاتِ مختلف، محلِّ شماتت و سُخریه جُهَلاء و هدفِ سَهامِ ضَغینه و بَغضاء بودند. آنچنانکه توان گفت هیچ شامی به راحت در فراش نیارمیدند و هیچ صبحی بی زحمت، سر از بستر بر نداشتند. تیرهای حسادتِ جهلای معروف به علم، از طرفی بر پیکرشان نازل و شمشیرهای جهالتِ عوام، از سوی دیگر، بر آن هیاکلِ عزِّ روحانی وارد. اگر قسم یاد کنیم که سنگ بر مظلومیت شان به ناله درآمد صدق است و اگر سوگند خوریم که ذرّاتِ کائنات بر احوالشان نوحه گری نمود، صحیح و درست. ( ١٢ این است که خداوند در آیاتِ خویش، از بندگانِ غافل و ستمگر به حسرت یاد نموده و به این خطابِ انذارآمیز ، آنان را مخاطب ساخته و می فرمایند: یا حَسْرۀً عَلَی العِبادِ ما یأتیهِمْ مِنْ رَسولٍ اِلّا کانُوا بِهِ یَستَهزِئون. ( ١٣ " یعنی ای حسرت بر بندگان که نیامد ایشان را رسولی، مگر آنکه بودند به او استهزاء کننده" تا آنجا که رسول گرامی اسلام فریاد زدند: ما اوُذِیَ نَبیٌّ بِمثلِ ما اوُذِیتُ" یعنی هیچ پیامبری به اندازه من اذیّت و آزار نشد.

بدیهی است که علّتِ نزولِ چنین آیاتی در قرآنِ کریم، از جمله به خاطرِ آن بود که مسلمین و مؤمنین ، عبرت گیرند، تا در ظهور موعودی که منتظرِ قیام او هستند، بدون تحرّی صحیح و تفرّس دقیق به توهین و تکفیر آن مصلحِ جهان، مبادرت نکنند و به ایجادِ ظلم و ستم و فتوای قتل و غارت که هر از گاهی در طول تاریخ ۱۶٤ ساله این آئین به جامعۀ بهائیان ایران اِعمال میشد ، مباشرت ننمایند، ولی به شهادتِ تاریخ، اکثر مردم نه تنها منکرِ حقّانیّتِ ظهورِ موعودِ خویش شدند، بلکه به آنچنان استکبار و اتّهام و ظلم و ستم و قتل و غارتی قیام نمودند که شرحِ آن در هفتاد من کاغذ هم نگنجد؛ که البته چنین رفتاری در حقّ قائمِ موعود و اصحابش از قبل ، در روایاتِ معتبره اسلامی مذکور و مشهود است. چنانچه مجلسی در غیبتِ بحار در باب خصائصِ زمان ظهور از ایان بن ثعلب روایت فرموده است:" انّه قالَ سَمِعتُ اَبا عبدالله ) حضرت صادق علیه السّلام) یقول اِذا ظَهَرَتْ رایَۀُ الحَقِّ لَعَنَها اهلُ الشَّرقِ و الغَربِ " و نیز در کتاب کافی در حدیثِ لوحِ فاطمه دربارۀ قائمِ موعود می فرماید: " پس دوستان و اولیای آن حضرت در زمان او ذلیل می شوند؛ بدانگونه که سرهای ایشان برای سلاطین و بزرگان به هدیه فرستاده می شود مانند آنکه سرهای کفّارِ ترک و دیلم را به هدیه می فرستند، پس کشته می شوند و سوخته و محترق می گردند و در هر حال ترسان و لرزان و بیمناک می باشند. زمین از خون ایشان رنگ می گیرد." و نیز فُضَیل ابن یسار از حضرت ابی عبدالله ) حضرت صادق ع ( روایت نمود که از آن حضرت شنیدم که می فرمود چون قائم ما قیام فرماید، او را از جهّال خلق پیش آید مصائب و شدائدی سخت تر و دشوارتر از آنچه رسولِ خدا را از جهّالِ جاهلیت پیش آمد. گفتم چرا؟ فرمود بسبب اینکه زمانی که رسولِ خدا ظهور فرمود وقتی بود که مردم، سنگها و چوبهای تراشیده شده را می پرستیدند و چون قائم، ظهور فرماید وقتی باشد که هر یک قرآن را بر ضد او تأویل* کنند و به کتابُ الله بر ردِّ او احتجاج* نمایند. ( ۱٤ ) و از این قبیل موارد در صَدرِ دیانتِ بهائی - دوره قاجار - و نیز سالهای اوّلِ انقلابِ اسلامی، فراوان واقع شد که در تاریخِ یار و اغیار ثبت و ضبط گردیده است و امروز نیز جای بسی تعجّب و در عینِ حال تأسّف است که پس از گذشتِ ۱۶٤ سال از تأسیسِ آئینِ بهائی، هنوز مخالفین و منکرین، آگاه و متنبّه نشدند و از استقامت و جانفشانی این فئه مظلوم، درس نگرفته اند و در صددِ کشفِ حقایق و آگاهی از واقعیت ها هم نیستند! و این است شأنِ متعصّبین و منکرین، در هر عصر و زمانی. چنانچه خداوند در قرآن کریم می فرمایند: و هَمَّت کُلُّ اُمَّۀٍ برسولِهِم لِیَأخُذوهُ و جادَلوا بالباطِلِ لِیُدْحِضُوا بِهِ الحقَّ ( ۱۵ و قصد کردند هر اُمّتی به رسولشان که بگیرند او را و مجادله کردند به باطل تا بپوشانند بوسیله آن حق را .

نعیم اصفهانی در این باره چنین می سراید: ( ۱۶

 

کیست آن مظهری که خوار نشد به هـزاران بلا دچـار نشد

ذکریا مـگر دو نیمه نگـشت یا کـه عـیسیٰ فراز دار نشد

یا کـه دندانِ مصطفی نشکست یا کـه آوارۀ دیـار نشد

اهـل دنیا نَجُـست راه هدیٰ دین طلب صاحب اعتبار نشد

با وجودی که هیچیک ز رُسُل از بـلیـات رستگـار نشد

دین حق هیچ پایمال نگـشت هـیچ کـذّاب پـایـدار نشد

سعیِ کـفّار با هـمه قـدرت مـانـع دین کـردگـار نشد

اِنَّکـُم غـافـِلـونَ عن ذِکـرهِ و هـو غـالبٌ عَـلیٰ امـرهِ

در قسمت بعد به بحث و جواب در پیرامون علل و عواملِ انکار و اعراضِ ناس و ذکر دلایلِ مخالفت شان در هر ظهوری اقدام خواهد شد....

ادامه دارد....

 

 

معانی لغات و اصطلاحات:مُنکِرین: اِنکار کنندگان

تأویل: از معنای ظاهری خارج کردن، معانی باطنی و رموز کلام را روشن ساختن.احتجاج: حجّت و دلیل آوردن، مجادله کردن، ایراد گیری و اِنکار کردن

 

 

١- سوره صافات، آیه ۳۵ . مؤمنون، آیات ۲٤ و ۲۷ . سبا، آیه ۸ . دخان، آیه ۱۲ . حجر، آیه ۵ . شعرا، آیه ۲۶

۲- سوره طور، آیه ۲۸ . حاقه، آیه ٤۲

۳- سوره ذاریات، آیات۳۸ و ۵۲ . صافات، آیه ۱۵ . سوره ص، آیه ۳

٤- سوره سبا ، آیات ۸ و ٤۳ . انبیاء، آیه ۵ . الحاقه، آیه ٤٤

۵- سوره نحل، آیه ۱۰۵

۶- سوره بقره ، آیه ۱۳

۷- سوره انفال، آیه ۳۲

۸- سوره انبیاء ، آیه ۵

۹- سوره اسریٰ، آیه ۸۷

۱۰- سوره انفال، آیه ۳۱

۱۱- سوره انعام، آیه ۳۳

۱۲- کلّاً به سوره هود مراجعه فرمائید. در صفحاتِ اوّل کتابِ ایقان که به ذکر بلایا و مصائب ِ وارده بر انبیا و اولیای الهی اختصاص یافته است، خطاب به مخاطبِ کتاب ( سیّد محمد خال ) می فرمایند:" قدری در آن سوره مبارکه تأمّل فرمائيد و به فطرت اصليّه تدبّر نمائيد، تا قدری بر بدائع امور انبياء و ردّ و تکذيبِ کلمات نفی اطّلاع يابيد ... اگر بر ابتلای انبياء و علّت و سبب اعتراضات عباد بر آن شموس هويّه آگاه شويد براکثری از امور اطّلاع يابيد." ( کتاب ایقان صفحات ٤ و ۵

۱۳- سوره یس، آیه ۲۹

۱٤ – مجلّد غیبت بحار باب سیر و اخلاق و خصائص زمان قائم

۱۵- سوره مؤمن، آیه ۵

۱۶- جنّات نعیم، صفحه ۲۵۹

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شکراله ذبیحی  | 

داستان سرراست ........

دوستان عزیز اثر نو    الله ابهی

 

خوشحالم که بعد از یک هفته نا آرام دوباره می توانم  اثر نو را بروز کنم .  هفته یی که گذشت کمی برایم دشوار بود و علتش هم همین خرابی کامپیوتر بود که متاسفانه تمام فیلمها و عکسها و موسیقی هایی که در عرض این حدودا پنج سال جمع آوری کرده بودم بیکباره از دست رفت . اما این هفته تماما به بیکاری نگذشت . دیدن چند فیلم سانسور شده و همین فیلم رئیس جناب کیمیایی که دل و حال را با هم بهم زد از دستاوردهای این هفته بود . بغیر از اینها دیدن ویژه نامه 64 صفحه یی ایام و مطالب خنده دارش در مورد دیانت بهایی بیش از پیش حساب آزادی عقیده و آزادی بیان و آزادی مذهب و همه آن چیزهایی که بهاییان از آن محرومند را دوباره با ضد ادبیات موهون روزنامه وزین جام جم پنجه برخ کشید .

از اینها که بگذریم اتفاق های خوبی هم در راه بود . یکیش ساخت فیلم تازه ام است که با علی ضیایی بحث فیلمنامه اش را پیش کشیدم و البته طرح کلی و قسمتهاییش را هم نوشتم و علی هم از دو روز دیگر اضافه می شود . نام فیلم تازه هم  یادی است از  یاسوجیرو ازو " پائیز است "  اگر ذهنم یاری کند تا دوهفته دیگر فیلمی برای بردن جایزه جشنواره یی در مورد زنان خواهم ساخت که خنده دارش اینست که حتا نام جشنواره را نمی دانم .  چهار فیلم کوتاهم را نیز همین هفته عجیب فرستادم پاریس .  فیلم پیش را هم باید بفرستم در فستیوال خارجی که هنوز جشنواره اش را انتخاب نکردم .

عصری با فیلم این هفته هم بجای نسخه بی کیفیت بانی و کلاید احتمالا یا جنگل آسفالت جان هیوستون را پخش خواهیم کرد یا دل شده گان علی حاتمی . با اینکه  به هیچ وجه نمی شود از حاتمی گذشت و چون کمیته مجازات و طهران روزگار نو نیز در نوبت پخش قرار دارد  فکر می کنم از سینمای نوآر هیوستن حیف است این شاهکارش را نبینیم .

این هفته هم متاسفم که نمی توانم عکسی از تاریخ سینما برایتان بگذارم . بهر حال این کامپیوتر آکبند توش هیچی نیست . امیدوارم دفعه بعد چندتا عکس جالب و دیدنی شکل و شمایل اثر نو را تغییر بدهد .

پس تا هفته آینده ......

                                             بدرود

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شکراله ذبیحی  | 

اینجا ساری..... عصری با فیلم

 

 

 

 

 

علی ضیایی بدون داشتن وب لاگ شخصی جای خاصی در وب نویسی سینمایی ما دارد . نظرگاه های شخصی و جالب توجهش باعث شد که این هفته را کلا به نظراتش در مورد فیلمهایی که این هفته دیده است اختصاص دهم . البته بغیر از تاریخچه یی از خشونت که مطلبی از خودم است بقیه مطالب از علی عزیز است .  باید یادآور شوم که طرح این ایده راقبلتر مرتضا کاظمی نیا داده بود که از او ممنونم . البته جای چند فیلم در این هفته خالیست که حجم صفه زیاد می شد و ماهم فقط در موردشان صحبت کردیم و چیزی ننوشتیم: معلم پیانو، زیبای ربوده، زخم، کمرا باف، جنگل آسفالت این توفیق اجباری رفتن من به تهران هم مزید ننوشتن و بروز نکردنها شده است و فقط توانستم مطالب تیزر استنلی کوبریک را که تلائلو اش را در عصری با فیلم این هفته نمایش می دهیم آماده کنم .

درود.... شکراله ذبیحی

 

 

 

 

فیلم نفس عمیق رو امروز برای بار سوم دیدم. فیلم زیبایی که من رو به یاد فیلم های
نئوواقعگرای ایتالیا انداخت. استفاده از نابازیگر_ استفاده از محیط شهری و استفاده نکردن
از نورپردازی_ وجود جوهر مستند گونه در فیلمنامه. فبلم دارای قهرمان خاصی نیست و
ما به هیچ عنوان با پیرنگ کلاسیک در فیلم مواجه نیستیم. موسیقی همواره در این فیلم
همواره درون کنش های تصویری قرار دارد که به واقعگرایی فیلم کمک فراوانی کرده.
فیلم روایتی است 3 جوان که هر کدام به نوعی سرگردان در مسائل خاص خود می باشند.
پایان باز و زیبای فیلم که ما را در مرگ دختر و پسر به شک می اندازد بهترین سکانس
فیلم است.

 

 

 

 

باد ما را خواهد برد, از فیلم های مورد علاقه من هست که امروز برای بار چندم
دوباره مشاهده کردم.عباس کیارستمی کارگردانی هست که در جلسه قبل عصری با
فیلم در مورد سبک و فرم سینمایش صحبت شد اما این فیلم علاوه بر ساختار های آشنای
کارگردان حالتی شاعرانه هم به ان اضافه شده و دلیل آن هم تاثیر شعر فروغ فرخزاد بر
فیلم می باشد.می توان به جرات گفت این فیلم یکی از بهترین فیلم های پست مدرن جهان
می باشد, در این
فیلم
ما با دال های فراوانی مواجه می باشیم اما همواره مدلول به ذهن
تماشاگر واگذار شده. وجود نشانه هایی مانند استخوان,توت فرنگی, چاه,لاکپشت و...
هریک معنایی را در بر میگیرد.وجود این ایهام ونشانه ها را ما کمتر در فیلم های دیگر
کیارستمی مشاهده می کنیم.

 

 

 

 

بانو اولین فیلم داریوش مهرجویی از 3 گانه اش درباره زنان می باشد. من تنها فیلم سارا
رو ندیدم. چیزی که در فیلم لیلا و بانو مشهود می باشد این است که مهرجویی سراغ زنان
طبقه مرفه جامعه می رود و روایتی از زندگی این زنان را به دور از هرگونه شعارهای
به تصویر می کشد. زنان در این دو فیلم خود مقصر بوجود آمدن مشکلات زندگی خود می باشند .
زنانی احساساتی که هیچ گاه سعی نمی کنند از عقل ومنطق خودبه نحو درستی بهره بگیرند.
هر چند مردان این فیلم ها نیز کم تقصیر کار در روابط خود با زنان نمی باشند.
شاید تنها ضعف این دو فیلم پایان خوش فیلم ها می باشد. که زیاد واقعگرایانه نمی باشد.
از طرفی داریوش مهرجویی شاید می خواست با پایان خوش این دو فیلم امید و بازگشت
به زندگی آرمانی را در درون بینندگان اثر خود زنده کند تا تلخی زندگی زنان فیلم را به
فراموشی بسپارند.
موفق باشی.

 

 

 

 

 

 

 

تاریخچه یی از خشونت بقول علی ضیایی غیر کراننبرگی ترین فیلم دیوید کراننبرگ است .

بعنوان کسی که فیلم می سازد فکر می کنم کراننبرگ هم مانند تورناتوره ، جان شله زینگر و لئونه

تاریخی از سینما را آنهم تاریخچه خشونت را زنده و تازه می کند .

طراحی صحنه سرد و پس زمینه یی لخت و حرکت های نمایشی دوربین بی شک اگر فرار مرگبار و

سرآلفردو گارسیا را برایم بیاورید را دیده باشید خاطره اش تازه می شود.

نماهای اتومیل و همینطور نورپردازی داخل بار و رستوران جلوه های شاخص نورپردازی مکتب نیویورک

و خشونت مارتین اسکورسیزی را یادآور می شود .

همانطور که کل فیلم سمت فلاش بکی ناخواسته برای یافتن گذشته جویی صرف می شود ، دست مایه یی

کاربردی برای ارائه خشونتی جالب توجه در سینماست .  سکانس پایانی فیلم که دور میز شام به پایان می رسد فوق العاده است . بی شک نوع اهمیت خانواده در فیلم کراننبرگ با نوع اهمیت جان فورد فرق دارد و اگر نگاهی دقیق به تاریخ سینما بیاندازیم خواهیم دید که خانواده و اهمیتی که جان فورد به این مهمترین جزء اجتماع می دهد چقدر تا به امروز تغییر کرده.

 

مدتیه که بعضی از سایتهای آپلود  فیلتر شده یا عکسها کیفیتی پایین پیدا کرده اند . امیدوارم در

مطلب بعدی عکسهای خوبی از تاریخ سینما بزارم .   

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شکراله ذبیحی  | 

همه ما به کمی عشق نیازمندیم شکراله ذبیحی

یک تکه نان  کارگردان  کمال تبریزی

 

 

 

پس از چندمین بار دیدن ، باز هم فکر می کنم این اثر تبریزی اغفال کننده است .

نگاهی شخصی به مساله معجزه و حال و هوای روحانی همین عواقب را هم دارد .

با اینکه از این آثار بسیار لذت می برم و اتفاقا در زندگی خصوصی من تاثیر گذار هم بوده اند اما واقعا آثار کیشلوفسکی خصوصا فرمان اول ، فیلمی در مورد ایمان اثر حیرت انگیزیست . حتا آهنگ برنادت اثر هنری کینگ نیز با اینکه نیم قرنی پیش تراز یک تکه نان ساخته شده فیلمی درخورتر جلوه می کند .

همه اینها را گفتم . نه برای اینکه ارج یکی را در مقابل فیلم آقای تبریزی بالا ببرم . حداقلش بعنوان یک انسان احساساتی می توانم بگویم بعد از چندمین بار دیدن باز هم گریه کردم و واقعا سبک شدم .  یکی از خصوصیات خوب سینما این است که آدم در تاریکی آنقدر خودی تر و دست یافتنی تر می شود که ... نگو..

فیلمی که دیشب از شبکه دو پخش شد مرا به یک سال پیش می برد و بیشتر همین ماجرای یک سال پیش است که مرا وادار به نوشتن کرده است .

پارسال وقتی که قرار بود با دختر کمان ابروی صاحب کمال و هنر شیرازی ازدواج کنم ؛ بعنوان سوغات از مازندران چندتا فیلم بردم که یکیش همین یک تکه نان بود . فیلمهایی که بردم به نحوی خطوطی از خودم را برای کسی که قرار بود مشترک شویم ترسیم می کرد .

با اینکه از نظر سینمایی فیلم تبریزی را قابل ایراد می دانستم اما به معشوق سینمایی ام هم تاکید می کردم تا ماهیت اثر را دریابد نه جلوه های مذهبی اثر را که بیشترین لطمه را بغیر از فرم به اثر زده است .

الان یکسال گذشت و مانند سینما پارادیزو یی که جزو سوغاتی هایم به شیراز بود همه چیز به بدترین حالت پایان رسید .  مثل دخترک پایان فیلم تبریزی درحالیکه یک تکه نان را گاز می زدم و عشقم هر لحظه به لحظه متبلور تر می شد . معشوقم هی ایراد گرفت و از زمین و زمان و من و سینما و .... بگذریم ، یک تکه نانش را از دست داد .

در زمان خودش و حتا حالا هم فکر می کنم همه اینها حکمتی دارد که به من فیلمساز سینما زده روشن نیست مدتی از جدایی مان گذشته ، دیشب تکه نان دیگری دست گرفتم و این داستان عاشق و معشوق تا چه وقت ادامه خواهد داشت ....

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شکراله ذبیحی  | 

زیر درختان زیتون زیر درختان عشق

 

 

 

 

این هفته کاملا درگیر کیارستمی و زیر درختان زیتون و پخش مناسب آن در عصری با فیلم بودم .

و باز هم طبق معمول همه کارهایی که از کیارستمی دیدم وسط فیلم خوابم برد و اتفاقا این خواب آنقدر شیرین و خوب بود که بعد از تیتراژ پایانی بیدار شدم . واقعا این خوابیدن سر آثار کیارستمی هم نعمت بزرگی ست . خودش هم اتفاقا عنوان کرده از خوابیدن تماشاگرانش لذت می برد ولی بعکس کیارستمی پناهی اصلا لذت نمی برد و ناراحت هم می شود. با فیلمهای پناهی حال نمی کنم اصالت ندارند و نوعی تکلف در فیلمهایش دیده می شود که بیشتر ضد حال است چون می خواهد خودش را به رخ بکشد . سال 78 که اولین فیلم کوتاهم در بخش مسابقه جشنواره بین المللی کودک و نوجوان اصفهان قرار داشت اتفاقا با پناهی رفتیم سینمای نمایش دهنده فیلمش.  اولش جالب بود . ملت همه صندلی ها را پر کرده بودند و بعضی ها هم که روی زمین نشسته بودندمن و مهرداد غفارزاده که گه گاهی کاری از او در تلویزیون پخش می شود یک ردیف جلوتر از پناهی نشسته بودیم  . دقیقا پناهی پشت مهرداد قرار داشت  و کنارش هم خبرنگار جوانی بود که پشت سر هم از فیلم اول پناهی بادکنک سفید تعریف می کرد و از هیجان در کار او که خیلی نوین و  تاثیر گذار است . بهر حال فیلم که نامش آینه بود شروع شد و همه مبهوت  دست پخت شاگرد کیارستمی شده بودند . من که دیگر حالم بهم خورده بود فقط بخاطر پناهی که پشت سرمان بود مجبور به دیدن ادامه فیلم شده بودیم و اتفاقا از آن توفیق اجباری چیزی از سینما دستگیرمان نشد . بالاخره فیلم تمام شد و چراغ های سالن روشن شدند . باورم نمی شد . هیچکس در سالن نبود و چند نفری  هم که خوره سینما بودند بدون آنکه متوجه پناهی شده باشند شروع کردند به فحش دادن که من این نوع بازتاب ناگهانی را کمی دوست دارم ( البته اگر بد دهنی نباشد همه اش را دوست دارم) با مهرداد سر برگرداندیم ببینیم که پناهی در چه وضعیتی ست . باورم نمی شد پناهی از سکوت سالن و خرناس خبرنگار جوان که بدون ملاحضه سرش را روی شانه کارگردان گذاشته بود و همه آن تملق گوییهایش رو شده بود داشت منفجر می شد  . به پناهی خسته نباشید گفتم و ادامه دادم که فیلم خوبی بود اما خیلی طولانی بود . و میدان پناهی هم اصلا متوجه حرفم از طولانی بودن نشد چون بنظرم این اثر میتوانست به یک فیلم 20 دقیقه یی کامل  کوتاه شود .  

 

فکر کنم از مطلب اصلی ( زیر درختان زیتون ) دور افتادم . بنظرم یکی از شاخص ترین فیلمهای کیارستمی ست  . یک نمایی در فیلم هست که دو سوم پیش زمینه را درختان گرفته اند و در یک سوم بالایی اتومبیلی حرکت می کند  . واقعا کف کردم .  کیارستمی به آدم انرژی می دهد تا فیلم بسازی . از زندگی لذت ببری و عشق ورزی هایت را بیشتر و غنی تر باشی .

شیوه کیارستمی خیلی به یاسوجیرو اوزو نزدیک است . حس می کنم او هم وقایع را به ترتیب تصویر برداری می کند .

مهمترین کار تدوین در آثار کیارستمی حفظ ریتم و کمپوزیسیون است که با تدوین آنرا در آورده .  با اینکه حدود ده یا یازده اثر استاد را دیده ام  و فیلمسازان مورد علاقه ام را لئونه  . پکین پا . فورد . ولز . وایلدر . و کلا داستان تشکیل می دهد اما بواقع کارهای کیارستمی تاثیر گذار ترینشان بوده اند بطوری که  من هنوز یک فیلم داستانی نساخته ام وعجیب است که دوستانم همچنان بدنبال قصه و روایت داستانی در کارهاشان هستند .

 

بگذریم . اگر شماهم زیر درختان زیتون را ندیده اید زودتر ببینید  . کم و کسر زندگیتانرا برطرف می کند .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شکراله ذبیحی  |