تبليغاتX
اثر نو

اثر نو

هنر ــ دنیای پیش رو

 

استنلی کوبریک برای من یادآور تمام سینمای آمریکاست ، حقیقت سینمایی که با آن بزرگ شدم و رویا پردازکوبریک آثارش را با ساخت فیلمهای سیاه و سفید آغاز کرد و نبوغش را در استفاده از رنگ به منصه ظهوررساند .  قتل ، پرتقال کوکی، 2001ادیسه فضایی، لولیتا، باری لیندون، تلا ئلو ، راه های افتخار، غلاف تمام فلزی ازجمله آثارتحسین برانگیزی هستند که ما سینما را با این آثار زندگی کردیم .

به پیوست عکسها یی از کوبریک را که کمتر دیده شده قرار دادم تا فیلمسازان جوان ما بدانند که قاب بندی ، نوع نگاه و زیبا شناسی چقدر در یک اثر مهم است . یک فیلم شاید از ایده و محتوای فوق العاده یی برخوردار نباشد اما بخاطر تصویر و نوع نگاهی که تصویر پردازی کار وجود دارد اثر را تحسین برانگیز جلوه دهد .

عکسهای کوبریک برای کسی که با سینمایش مانوس است بسیار آشنا و برای من نوستالژیک است اما برای کارگردانان جوان میتواند آموزشی باشد که یک کارگردان باید تسلطی اساسی نسبت به تصویر و قاب بندی داشته باشد .....

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شکراله ذبیحی  | 

رویاها

شعار و هدف امروز ما باید این بیان مبارک باشد

" فکر جنگ را با فکر قویتر صلح مقاومت کنید . فکر نفرت را با فکر قویتر عشق مقابله نمایید "

 

 

در زمان خودش دور می شویم ، چیزی نمی بینیم و چشممان را برآنچه هست می بندیم . رسالت هنرمند اینست که انسان بتمام و کمالی در عصر خودش باشد . آینه زمان خود بودن معنی اش این است ؛ نه آنکه فقط بازتاب آنچه که در این زمان میگذرد را بخواهد ارائه دهد که این نه کار هنرمند بلکه وظیفه خبرنگار است . 

بنظر صحیح نمی آید هنرمندی رسالت پیغمبری داشته باشد اما از اعمال و رفتار انسانی بدور... دنیای امروزمان را جنگ و خونریزی و نفاق گرفته و دود آتشش به چشمم خودمان رفته  هنرمند این عصر در لاک افکاری که حصارش کرده اند فرو رفته که انگار هیچ اتفاقی نیافتاده .

ما می بایست موجب آسایش و سرور باشیم . دردی را دوانمائیم ، درمان باشیم

متاسفانه دردهای جامعه جهانی دیگر به تئوری های گذشته پاسخ نخواهد گفت . انسان امروز بقول کیشلوفسکی رنج می برد و می خواهد زودتر خودش را خلاص کند . اما بواقع چگونه می شود از رنج خلاصی جست ؟  دکتر ویکتور فرانکل بانی شاخه یی نو در روانشناسی به نام  لوگوتراپی می گوید انسان در پی قدرت ، لذت ، شهوت و مظاهر اینچنینی نیست . انسان در جستجوی معنایی در زندگی ست . و این معنا جدای از لذات ظاهره است . انسان کیست ؟

در زمانی نه چندان دور نماد انسان امروز ماتریالیست ، مارکسیست، کومنیست، فاشیست ، نهیلیست و مجموعه یی از ایست های دیگری که نه باعث تعالی بشری که باعث انحطاط نوع انسان بوده اند تلقی شده .

ایست ها و تعصبات کورکورانه ، جاهلیت مدرنی ست که در همین زمان حاضر چشم خودمانرا کور کرده . یاد دیالوگی از فیلم سرب مسعود کیمیایی تازه ام می کند : دنیای امروز هنرمند نمی خواهد ، غیرتمند می خواهد .

غیرت هنرمند ما تعریفیست که از انسان امروز بدست می دهد  " امروز انسان کسی است که خدمت عالم انسانی نماید "  در این بیان رازی هست که همه ما آنرا بخوبی می شناسیم . عشق، صلح، محبت ، برابری، آزادی را باید زندگی کرد .  در روزگار قبل این غایت بشری داستانها شده و در کتابهای متعددی به ثبت رسیده، در داستانهایی دیگر تصویر شده و فیلمها زندگی تازه یی برایمان پیش رو گذاردند اما نکته امروز تنها عمل به تمام این رویاهاست . بقول اکتاو یوپاز:  شایسته رویای خویش باش .  بنظر من رسالت انسان مدرن .... بیرون می آیم  و به زندگی درودی دوباره خواهم گفت......     

                                                                                       الله ابهی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خدمت بعضی از دوستان خصوصا سحر عزیزم عرض کنم که وب سایتشان بعللی که دلیلش را نمیدانم باز نمی شود . امیدوارم باز هم ارتباط مان تازه شود .... 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شکراله ذبیحی  | 

تولد

 

" مادیت خشک و خشن .... تعلق به اشیاء دنیوی که نفوس بشری را احاطه نموده ، ترس و اضطرابی که افکار  را پریشان کرده ، لذات و تفریحاتی که اوقات را معطوف به خود ساخته ، تعصبات و خصوماتی که آفاق را تیره    و تار کرده ، لاقیدی و رخوتی که مشاعر روحانی را فلج ساخته ..... " از جمله موانع عظییمی ست که هرطالبی  که در راه  خدمت به عالم انسانی است با آن مواجه می شود .

 

 

راستی که اخبار و وقایع ، دلخراش و ناراحت کننده است . خاور میانه در عمق آتش جنگ و فساد گـُر گرفته و آنچه از بین می رود انسانیت و مهر و محبت و دوستی است که لازمه پویایی یک جامعه روشنگر و پیشروست . " اثر نو" با اینکه تا اندازه یی ادبی و هنریست اما بواقع نمیتواند در دنیایی قلم زد و زندگی کرد و آنرا ندید گرفت که بیش از هنر نوشتن به هنر سازندگی و امیدواری نیاز مند است .

" علت همه ممکنات حُـب بوده "  اینجاست که رسالت هنر بیشتر خودش را رو می کشد و این مطلب ویکتور هوگو را یاد آور می شود که " اگر قرار باشد میان زندگی و هنر یکی بماند ، بهتر است هنر از میان برود" هدف و اهداف عالیه هنرها صلح ، مودت و همبستگی و شادی و سرور میان انسانها بوده و هست  و عجیب است که هنرمندان ما که پیشینه یی 5000 ساله را همراه دارند اندک کاری و حرکتی برای دنیای آتش گرفته اطرافشان اقدام نمی کنند اما ضد فیلمی که حتا کمپانی سازنده آن هم بر خیالی بودن و دروغ بودنش لب به سخن گشود اقدامی عاجل و جهانی صورت می گیرد . گاهی وقتها فکر می کنم : همه عمر دیر رسیدیم ....

                                                                                            

                                                                                                                                                                                                                Zabihi_art@yahoo.com   

 

 

    باغبان را

می گذارم تا خوابی طولانی تر کند  ــــ

    شکوفه های گیلاس فرو می ریزد .

 

 

 

 

    آسمان خزانی

جدا شده

    از سرو آزاد فراز تپه

 

 

 

 

 

      رود خود را پنهان می کند

در علف های

     خزان وداع کننده

 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

 

 

 

اگر چه        اما /

 

در راه خود

   به خود ش  رسید

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط شکراله ذبیحی  |