زندگی و دیگر هیچ
موسیقی غذای روح است ...
تا حالا هیچ فکر کرده اید موسیقی چه نقش مهمی در زندگی خصوصی و حیات اجتماعی مان داشته است؟ چرا گرایشهای موسیقیایی ما بجای " جیمز هورنر" که اتفاقا آهنگساز بزرگی نیز هست بیشتر سمت "زبیگنیف پرایزنر" و " النی کارایندرو" گرایش دارد؟ آیا نه اینکه دنیایی که درآن نفس می کشیم با قدرتی باور نکردنی سمت و سویی روحانی و معنوی پیدا کرده ؟ اگر هنوز فیلمهای آبی ـــ سفید ـــ قرمز و گام معلق لک لک ــ ابدیت و یک روز را ندیده اید همین امروز فرصت دارید که کاست موسیقی شانرا از نوار فروشی ها تهیه کنید . اگر حتم دارید با متحول ساختن خود دنیایی را می توانید به تحول برسانید بنظر حتمی می آید که باید همین حالا و حتا زودتر ! دست بکار شوید . " پرایزنر " را همین مدتی پیش به شما معرفی کردیم و الان براستی که نوبت " النی کارایندرو " آهنگساز برجسته یونانی است .....
درود zabihi_art@yahoo.com
نگاهي به زندگي و آثار «الني كارايندرو» آهنگساز يوناني به بهانه انتشار آثارش در ايران
صدايي تازه به رنگ گذشته
اگر از كساني كه سينماي هنري اروپا را پيگيري ميكنند، درباره آثار «تئو آنجلوپلوس» كارگردان برجسته يوناني و مولفههايش بپرسيد، پس از تصويرها و قابهاي ديدنياش به موسيقي آثار او اشاره ميكنند. در واقع موسيقي در اغلب آثار آنجلوپلوس به اندازه يك كاراكتر كاربرد دارد و اين تاثير مديون آهنگساز فهيمي به نام «الني كارايندرو» است.
|
|
مطلب زير به بهانه انتشار آثار اين آهنگساز در ايران نگاشته شده است:
خوني در رگ فيلم
منتقدان سينما و روزنامهنگاران يوناني مدتهاست اين عقيده را دارند كه موسيقيهاي «الني كارايندرو» براي فيلمها، چيزي وراي مفهوم عادي موسيقي فيلم است. آنها در اين مورد با هم، همعقيدهاند كه موسيقيهاي كارايندرو تنها براي همراهي يا زيبا كردن فيلم نيست بلكه اين موسيقي يكي از اركان اصلي فيلم است. نيكوس ترنيتا فيليدس، روزنامهنگار يوناني با ذكر اين نكته كه موسيقي كارايندرو صاحب همان عمق و وسعت تصاوير فيلمهاي تئو آنجلوپلوس است، مينويسد: «در تمام هزاران متر فيلمي كه ميبينيم، موسيقي الني به ما نشان ميدهد كه خوني در رگهاي فيلم هست كه آن را روي پرده نميبينيم. حضور ثابت و پايدار اين موسيقي، چيزي عميقا روحاني را كه در لايههاي زيرين اين آثار شاعرانه نهفته است، بر ما آشكار ميسازد.»
زخم موسيقي
جورج مونموا سيتس، ديگر روزنامهنگار يوناني درباره يك نوع موسيقي سخن ميگويد كه «بر ما زخم ميزند و رهايمان ميسازد» و افكاري نوين براي ما به ارمغان ميآورد كه در واقع موازي با روند كار سينمايي به پيش ميرود. موسيقي كه وقتي آن را به تنهايي هم گوش ميكنيم، آن را قوي و قدرتمند مييابيم. چيزي كه اينجا به عنوان موسيقي فيلم داريم، تنها موسيقي فيلم براي چند صحنه كوتاه نيست بلكه يك نوع موسيقي است كه هدفي بسيار سينمايي دارد؛ هدفي كه همان ايجاد جوي احساسي براي تماشاگر فيلم است.
آقاي باران
«الني كارايندرو» در تيچو، يك دهكده دورافتاده كوهستاني در سرزمين روملي واقع در مركز يونان بهدنيا آمد و هنوز خاطراتي از آواهاي زمان كودكياش را به خاطر دارد: «آواي باد و باراني كه روي سقف خانه ما ميباريد، صداي آب روان، آواز بلبل و سكوت اسرارآميز برف هنوز در خاطرم مانده. كوهستان بازتاب صداي اركستر كوچك دهكدهمان را براي ما ميفرستاد و صداي زيباي زنان روستايي كه موقع پوستكندن ذرت آواز ميخوانند هنوز در عمق خاطرههاي كودكيام شنيده ميشود.»
خانواده كارايندرو به آتن مهاجرت كرد؛ جايي كه «تازه فهميدم ماشين، برق، راديو و سينما هم وجود دارد.» زيبايي تقدير در اين بود كه خانه خانوادهاش درست در كنار سينماي تابستاني بيسقف باشد و الني كوچك هرشب از پنجره اتاقش برنامههاي سينما را تماشا ميكرد.
تصميم سرنوشت ساز
يك سينماي زير آسمان و صداي يك پيانو كشفهاي جديد الني بودند. در سن 8 سالگي الني تصميمي گرفت كه مسير او را تا آخر عمر مشخص كرد. اولين باري كه در عمرش پشت پيانو نشست، ملوديهاي سادهاي را كه زماني با سوت زمزمه ميكرد، روي پيانو نواخت و بعد از آن به مدت 14 سال در هنرستان موسيقي آتن به يادگيري پيانو و تئوري موسيقي پرداخت. او يك آهنگساز خودساخته است و به قول خودش آهنگسازي است «فطري».
سياست مزاحم
در 1967 بر اثر فشارهايي كه از سوي بعضي گروههاي سياسي به او وارد شد، ناچار شد به همراه پسر كوچكش، يونان را ترك كند. او در پاريس اقامت گزيد و با كمكي كه از طرف دولت فرانسه به او شد، مشغول آموزش اتنوموزيكولوژي (بررسي موسيقي نواحي) شد كه نقطه مهمي در زندگي او محسوب ميشود. «من به آهستگي متوجه غناي فراوان دنياي موسيقايي زمان كودكي خود شدم». تحقيقات او در زمينه موسيقي با آموزشهايي درباره اركستراسيون و رهبري اركستر هم همراه بود. او در پاريس يك آلبوم موسيقي هم منتشر كرد كه موفقيت چنداني در پي نداشت اما بعدها مورد توجه قرار گرفت.
در 1974 او به آتن بازگشت و يك لابراتوار براي تحقيق در مورد سازهاي باستاني در مركز فرهنگي او را بنيان نهاد و در شبكه سوم راديو يونان يك برنامه را در مورد اتنوموزيكولوژي تهيه كرد.
گام اول
او در 1976 اولين موسيقي خود را براي سريالي به نام گاليني نوشت اما همكاري او با «كريستوفروس كريستوفيس» براي ساخت موسيقي فيلمي به نام «سرگرداني» در واقع نقطه عطفي براي او در زندگي كارياش در 1979 شد. در ابتدا او مطمئن نبود كارها را به خوبي انجام داده اما در پايان اين فيلم بود كه او مطمئن شد روش مورد علاقه و شخصي خود را براي ساخت موسيقي فيلم يافته است. «اين يك شروع جديد براي من بود. دنيايي از شگفتي در برابرم گشوده شد كه سالها به دنبالش بودم. كارگرداني كه با او كار ميكردم آزادي زيادي در كار به من داد و تصاوير او منبع الهامي رويايي براي بيان عميقترين احساساتم شد.» اين همكاري پرثمر با يك كارگردان شاعر در فيلمي به نام رزا كه در 1982 ساخته شد ادامه پيدا كرد.
جايزه اي براي آينده
در سال 1982 تئوآنجلو پلوس كه رئيس هيات داوران جشنواره تسالونيكي بود، جايزه بهترين ترانه فيلم را به كارايندرو داد و از او خواهش كرد با او همكاري كند. از آن روز تا به حال اين همكاري ادامه دارد و هنوز قطع نشده. او معمولا اولين كسي است كه از داستان فيلم مطلع ميشود و آخرين كسي است كه كارش را تحويل ميدهد، چون او همزمان با تدوين فيلم، موسيقي خود را اصلاح ميكند و گاهي تغيير ميدهد.
«ما در اكثر اوقات قبل از اينكه فيلمنامهاي در كار باشد، روي لايههاي دروني و مفهومي داستان فيلم كار ميكنيم. آنجلوپلوس مردي است كه زياد حس ميكند و كم حرف ميزند، پس براي من مهم است كه ايده ريشهاي كار او را درك كنم و بفهمم چگونه بايد چيزهايي را كه در فيلم به تصوير كشيده نميشود يا به زبان نميآيد را منتقل كنم. بعضي وقتيها، وقتي فيلمنامه نوشته ميشود تم اصلي موسيقي فيلم را ميسازم.»
كارايندرو موسيقيهاي درخشاني ميسازد كه جزئي اصلي از ساختار فيلمهاي آنجلوپلوس است. شناخت والاي او از تاريخ و فرهنگ غني يونان باعث شده او براي تئاترهاي تاريخي هم موسيقي بنويسد و سابقه كارش در راديو، باعث شده او شناختي حقيقي از مقوله صدا داشته باشد. اركستر او كه از سازهاي موسيقي كلاسيك و بعضي از سازهاي سنتي يونان تشكيل شده و برخي از الگوهاي آوايي يونان باستان را هم در خود دارد، يكي از بهترين اركسترهاي منطقه مديترانه است كه در كنسرتي كه در دهم آذرماه سال جاري در استانبول برگزار كرد، اجرايي بسيار زيبا داشت.
پايبند به سنت ها
نكته جالب در كارهاي كارايندرو استفادهاي است كه او از سازهاي سنتي يونان ميكند. در واقع او هميشه استفادهاي غيرسنتي از اين سازها ميكند. «من موسيقي سنتي يونان را با كارهاي خودم تركيب نميكنم. صداي بعضي از سازهاي سنتي بخشي از رنگآميزي پسزمينه كار من را تشكيل ميدهد، همين و بس. صداي آنها مدام در ذهن من است و اين صدا برايم بسيار عزيز و محترم است. علاقه من و تحقيقاتم در زمينه موسيقي سنتي و كارم به عنوان يك آهنگساز به نظرم دو مقوله كاملا جدا از هم هستند و هرگز لازم نميبينم اين دو را با هم مخلوط كنم. يك بار سعي كردم كه از موسيقي سنتي در يكي از كارهايم استفاده كنم اما احساس بدي به من دست داد. حس كردم يك پرنده زيبا را در قفس كردهام و آوازش ديگر زيبايي لازم را ندارد. همين يك بار براي من كافي بود و به خودم قول دادم ديگر هرگز اين كار را نكنم.»
موسيقي الني كارايندرو كيفيتي مكاشفهوار دارد. هماهنگي كامل موسيقي او با حركات دوربين و اوج و فرودهاي دقيق اين موسيقي كه در تار و پود فيلمهاي آنجلوپلوس تنيده شد، بخشي جداييناپذير از آثار اين فيلمساز هستند. آنجلوپلوس در تمام فيلمهايش از نماي درشت دوري ميكند و تمامي شخصيتهاي او در نماهايي دور يا متوسط حضور دارند و موسيقي يكي از ابزارهايي است كه او براي نزديك شدن تماشاگران به شخصيتهاي فيلمهايش از آن استفاده ميكند.
گاه موسيقي در فيلمهاي آنجلوپلوس تبديل به پيرنگ اصلي فيلم ميشود و در «دشت گريان» تنها حلقه رابط ميان وقايع فيلم كه ظاهرا هيچ ربطي به هم ندارند وجود موسيقي است. موسيقي زيبا و هوشمندانه الني كارايندرو هميشه اين امكان را براي بهتر ديده شدن فيلم به آنجلوپلوس داده و تبديل به يكي از بهترين همكاريهاي مداوم بين يك آهنگساز و فيلمساز شده است.
فیلمشناسی تئو آنجلو پولس
بازیگران(نوازندگان) دوره گرد 1974
سفر به سیترا 1984
چشم اندازی در مه 1988
گام معلق لک لک 1991
نگاه اولیس 1995
ابدیت و یک روز 1999
مرغزار گریان(تریلوژی) 2003
آلبومهای النی کارایندرو که در بازار ایران موجود می باشد
1991 گام معلق لک لک
1995 نگاه اولیس
1999 ابدیت و یک روز
